جنگ ایران و عراق خلاص بود. کم کم آزادی شده بود و در شهر و بازار به یخن و استایل موی بچههای افغانی کمتر گیر میدادند.
در کنار بساط طوی و عروسی، یک بساط پنهانی قمار هم مهیا میشد و قماربازها و جِزگرهای دو طرف فامیل عروس و داماد بین خود شاخ و شانه میکشیدند.
محفل و مجلس جوانها و پیرها علیهده( اَلایده و جدا) بود.
بین جوانها، آهنگهای ایرانی و هندی و مویهای چرب و دم خروسی مود بود. اصلا از استایل موی نفر میشد فهمید که مکتب میره یا نه. موی مکتب یک استایل داشت: هر چی کوتاهتر بهتر.
گاهی یگان خرابات کلان سال، فیته (نوار) وطنی خود را میکشید و با خواندنهای استاد #هماهنگ و با صدای طبلک و غیچک و دمبوره، خیلی قشنگ، رقص پایکوبی خود را میکرد. یعنی موقع رقصیدن، با لبخند خوشایندی بر لب، محکم محکم پای خود را به زمین میزدند. و وقتهایی که آهنگ مکث میکرد، رقاص هم در جای خود خشک میماند تا دوباره خواندن شروع شود و این حرکت آنها، بسیار مزه میکرد.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
