هوا گرم شده و جوراب و بوت و کِرمِچ(کتانی ورزشی) پوشیده نمیشه، دمی در کنار موچی (کفاش) در زیر سایهی خوشآمدنی درخت نشستم تا چَپلیهای رنگ پریدهی پارسالم را رنگ کند.
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
از بوی واکس کفش خوشم میآید….
کفشها، هم حرفهای زیادی برای گفتن دارند. به قول مادر فارست گامپ، زندگی آدمها را میشود تا حدودی از روی کفشهایشان شناخت.
امسال تا به حال یک کفش پاره کردم. یعنی واقعا پاره کردم.
میخواهم دو کفش دیگه هم پاره کنم تا بلکه این شکم، جمعتر شود و تشنابرفتنهایم منظمتر.
خواستم از دم و دستگاه موچی عکس بگیرم. اجازه خواستم، اجازه نداد. اگر چه بدون اجازه هم میشد عکس بگیرم. اما خودم خوشم نمیآید. شاید خوش نداشته باشد.
مطمینم اگر بچه جوان موچی میبود، علاوه بر اینکه با خوشحالی قبول میکرد که عکس بگیریم، خودش هم چند ژست و استایل مرا یاد میداد و میگفت در اینستا حتما او را هم تگ کنم تا مشتریهایش زیادتر شود.
گاهی با خودم فکر میکنم آیا در اروپا و آمریکا هم این مدل دکانکهای موچی وجود دارد؟ یا آنجاها فرق دارد و کسی کفش را برای رنگ و ترمیم نمیدهد. دور میاندازند و یکی دیگه اش را میگیرد. شنیدم که سَرَک(جاده) هایشان از بس که تمیز است، در ماهی یک دفعه هم ضرورت نمیشه که بوت را رنگ کنیم. بر عکس کابل که گاهی روزی دو دفعه باید بوت را رنگ میکردم. از بس که خاک بود.
این فیلم را میخواهم با دخترهایم ببینم: کفشهایم کو؟


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
