این روزها گیج‌ام. مات و مبهوت و منگ.

این روزها گیج‌ام. مات و مبهوت و منگ.

یک جورایی هم میترسم. ترس بیدار شدن از خواب و تمام شدن رویای شیرین.

مشابه یک چنین منظره‌ای را، با این هوا و دما و رطوبت و آرامش، حدود بیست و پنج سال قبل، در باغ ملی گیاه‌شناسی چیتگر در تهران دیده بودم. اما این منظره و آن قبلی، تفاوتی که با هم دارند زیاد است.

اینجا احساس توانایی و قدرت بیشتری دارم. هم از لحاظ تجربه و هم از لحاظ پشتوانه و هم از لحاظ قوانین.

مهمتر از همه، خانواده‌ی خودم، آگاهانه همراهم است. کافی است پیشقدم شوم و گام بردارم. حکومت و سیستم هم پشتیبان تفکر سازنده و خلاق است.

من از این دنیا چه میخواهم؟

غیر از دیدن صحنه‌ی آرام شکفتن غنچه‌ها و شنیدن آواز بلبلها؟

یک ظرف پر میوه، یک باغ پر گل

پرواز پروانه، آواز بلبل

من خواب نیستم، اتفاقا تازه از یک دوره خواب طولانی و Dormancy بیدار شده‌ام.

می‌خواهم بشکفم.

می‌خواهم در زندگی، یکی دو پیرهن بیشتر پاره کنم و جوانه بزنم.

شبانه روز، شبانه روز نیست، هر ساعتش، فصلی است از جوش و خروش زندگی.

مرا بیدار نکنید لطفن … می‌خواهم با مزه‌اش خودم از خواب بیدار شوم. فکر همه چیز را از قبل کرده‌ام.

دوباره رویاها، در وجودم بیدار شده‌اند.

من هم رویایی دارم.

📍 Queen Elizabeth Park, British Columbia

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،