دلم میخواهد پس برگردم کابل.

دلم میخواهد پس برگردم کابل.

دلم میخواهد همراه دوستان و همکارانم باشم.

اینجا یک جوری است که به هر کسی میخواهم زنگ بزنم و دو کلام صحبت کنیم، یا آنها خوابند یا من. تایم و ساعت اصلا برابر نیست و این راه نفسم را بند می‌آورد.

احساس پرنده مهاجری را دارم که از گله و دسته خود جدا افتاده و تک و تهنا، یک گوشه در بهشت افتاده است که نمی‌داند چطور کند. حالا می‌فهمم که بوستان، بدونِ دوستان، گورستان است.

دلم لک زده برای شنیدن چار کلمه لهجه‌ی کابلی.

دلم بولانی لب سرک میخواهد و دلم می‌خواهد ده بجه شب بخوابم و پنج بجه صبح بیدار شوم و بگویم: صبح بخیر افغانستان.

پنج بجه صبح اینجا، سه بجه دیگر کابل میشه.

اینجا چیزی نور و نمک نداره و یک قسم تلخ است.

احساس میکنم گنگ و لال هستم.

دلم خربزه تيرماه مزار میخواهد.

از هر چه charity و humantarism است بدم می‌آید.

هر کس و هر نهاد، به فکر پر کردن کیسه خودش است و نام و نشان مردم افغانستان، یک بهانه بیش نیست.

هر چه صحبت از افغانستان و وطن است، غم و بدبختی و بیچارگی است. از این احساس ترحم و احساس شفقت، بدم آمده و می‌خواهم بزنم زیر همه چیز و چپه کنم این نقش و فیلم مزخرف را.

هر چقدر که مرا قسم بدهید، هر چقدر که شَست ‌و امضا بگیرید، هر چقدر که ملک و جایداد و رفاه و امنیت و آرامش را پیش رویم بیاورید، ارزانی خودتان، اینجا مال من نبوده و نیست و من مال اینجا نیستم و نمی‌شوم.

اینقدر هم در گوشم نخوانید:

I belong here, because I am here.

نه اصلا، به هیچ وجه.

خشمگینم، شبیه گاوی که در کشتارگاه، بوی خون به مشامش خورده باشد و از زیر کارد قصاب گریخته باشد.

فعلا خودتان را گوشه کنید، شاید کمی آرام گرفتم. باز با هم گپ میزنیم. همین.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،