جانم درد میکند، یک درد خوشایند. شبیه همان دردی که بعد از ورزش و باشگاه در بدن آدم پیدا میشود.
دیروز در ونکوور مسابقهی ماراتن بود، از طرفی در برنامه فروش گل و گیاه که از طرف Vandusen garden برگزار میشد هم شرکت کرده بودم و روز آخرش بود. دوست داشتم ببینم دو هفته آمادگی و هماهنگی و همکاری، آخرش چه میشود. نسبت سود و ضرر را در فروشات گل وگیاه، چطور حساب میکنیم؟
اینجا با این نرخ دستمزدهایی که وجود دارد، واقعا نمیشود به مدل ایران یا افغانستان کار کرد. صرف نمیکند.
در واقع سود بخش کشاورزی، همان پولی است که به کارگر نمیدهیم.
ماراتن را بیخیال شدم. هوا هم احتمال بارش را نشان میداد.
دیدن مردمی که میآمدند تا گل و گیاه بخرند زیبا بود.
بعضیها را میدیدم که تا جایی که در ماشینشان جا بود، گل خریده بودند. داله و تولبکس(صندوق عقب)، زیر چوکیها، روی چوکیها و حتی بعضی موتر مخصوص حمل بار از شرکت U-Haul را کرایه کرده بودند.
بهرحال، هر کس گلی میخرید حتما فکری برای جا و نگهداری آن هم داشت.
من فکر نمیکنم کسی درخت یا گلی را در زمین دیگری بکارد. حتما در باغچه و زمین خودش میکارد.
زمین، باغ، باغچه، فضا، امکانات، زیربنا، سند و مالکیت، دانش و تجربه و عشق و علاقه، همهی اینها در گیرایی یک نهال و در گل دادن و ثمر بخشیدن آن نقش دارند.
ما که هنوز در آسمان ستاره و در زمین بوریا نداریم. پس این همه فکر و شوق و ذوق گل و گیاه را باید کجا فرود بیاورم؟
به فکر یک سقفام، که در برابر باد و باران و طوفان و گردباد مقاوم باشد و چقک نکند.
از بین تمام درختهای موجود در این جهان، فقط به چهار درخت چناری که در پغمان کاشته بودیم و به این گیاه موچسب که در اسلام آباد کشت کرده بودم، فکر میکنم.
گلهای من با همهی گلهای جهان، فرق دارند.
گلهای من زیباست.
زیباترین گلهای دنیاست.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
