گلها فصل و موسم دارند. به وقتش دانه از خواب بیدار می‌شود….

گلها فصل و موسم دارند. به وقتش دانه از خواب بیدار می‌شود. به وقتش جوانه میزنند و سبز میشوند و رشد میکنند و به وقتش، غنچه و گل و گلبرگ خود را باز میکنند و بعد بار و دانه و میوه میدهند. هر زمانش، دیدنی است.

دیدن این پیشرفت و شکوفایی، کام آدم را شیرین میکند.

این روزها، همدم و همراه این گلبوته‌ها هستم. از روزی که از دانه برآمدند تا این روزها که گل و دانه کرده‌اند.

گاهگاهی به اولاد‌ها فکر میکنم. به نگرانی فخریه از آینده آنها و بعد خیلی خونسرد پاسخ میدهم: ما فقط باید مواظب سلامت و نشاط آنها باشیم، رشد دادن آنها کار ما نیست ، خودشان رشد میکنند و برای آینده خود تصمیم میگیرند.

باید محیط و بستر مناسب را فراهم نگه داریم و بعد فقط باید صبر کنیم و تماشا کنیم. طبیعت کار خودش را میکند.

یادت است یک روز در کوته سنگی رفته بودیم؟ ده پانزده سال قبل، نزدیک شفاخانه درمان، یک زن چوری فروش با چشمهای درشت و سیاه و سرمه کشیده، طرف دوگانگی‌های ما آمد و با یک محبت و مهربانی گفت: نام خدا، نام خدا، بخیر جوره‌های کمسایی‌ات کلان شوند. بخیر خوشی و جوانی‌شان را ببینی. بخیر خوشبخت باشند.

از آن روز تا به حالا، زندگی فراز و نشیب‌های زیادی داشت. روزگار هم رنگ رنگ بازی کرد، اما من هر بار که در برابر مشکلات قرار می‌گرفتم، تن صدای محبت آمیز آن زن چوری فروش در گوشم طنین می‌انداخت و همیشه به جوانی و خوشبختی جوره‌های کمسایی خودمان فکر می‌کردم. به آرامش خانواده و به سلامتی اولاد‌ها.

امروز بچه‌ها جوان شده‌اند. حالا هیچکدام به آسانی در بغل ما جا نمی‌شوند. یاد آن روزها بخیر که همگی را یکجا در بغل خود می‌گرفتم و میگفتم: منم و چند تا قناری، با یه زندگی ساده.

این زندگی خیلی ساده بود، اما همیشه راحت نبود. خیلی دل ما آب شد. گاهگاهی هم خون‌جگر شدیم. اما پشت سر گذاشتیم.

از اینجا به بعد هم لازم است گاهگاهی با هم به باغچه‌ی اصلی زندگی‌مان سر بزنیم و از گلهایمان مراقبت کنیم.

عزیزم، تا وقتی منو داری، از چیزی نگران نباش.

من خودم باغبونم، قدر گل رو می‌دونم.

بخیر آویشن و رزماری و نعنا و رومی و کاهو و مرچ‌ و کدو و بامیه و گندنه‌ و‌پالک‌ و زردک‌هایی را که در باغچه کاشتیم را با کمک خود بچه‌ها برداشت میکنیم و نوش جان می‌کنیم.

در این بازی ابر و باد و مه و خورشید و فلک، در کنار شماها، همین که نانی برای خوردن و آبی برای آشامیدن و سقفی بالای سر و بالشتی زیر سر خود داریم، خود را خیلی خیلی خوشبخت احساس میکنم.

از فردا برنامه قدم زدن در گل صبح قبل از برآمدن آفتاب را سور میکنیم. باید از تمام امکانات استفاده کنیم.

میخواهم با هم کمی رویا بکاریم.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،