زمستان شده، دیشب تر برف بارید و امروز صبح، دیدم که درختان کاج و سرو کوههای سمت شمال ونکوور، از برف سفید شدهاند.
تفریح این روزهای من این است که صبحها دلم از خواب سیر نمیشود و تقریبا تا نزدیکهای چاشت خوابم و بعد که بیدار میشوم، یکی دو داستان از گلستان سعدی را میخوانم و عصرها میایم در حوض آببازی Hillcrest و خود را داخل حوض آب گرم میاندازم و فکر میکنم که چه کاری نکنم تا بهتر موفق بشوم.
اینجا یکبار که درگیر یک کار شدی، کندن و جدا شدن از کار مشکل است و ممکن است تا ابد با همان کار سر کنم.
فعلا که چند تا سرویس آنلاین را راه انداختیم و مرحلهی تست و بررسی آنرا میگذرانیم تا بشود با هر نوع کردیت کارت و از هر جای دنیا با هر نوع واحد پولی کار کند و مسأله تکس و حسابرسی آن اتوماتیک باشد. فعلا که کارها خوب است. اگر چه شریک کاریام میگوید: یک کمی خودت را تکون بده. خیلی لاک پشتی داری حرکت میکنی.
من دلم میخواهد بزنم در کار گل فروشی، دسته گل و گلهای شاخه بریده درست کنم و بفروشم و در غم و شادی مردم شریک باشم.
برای همین با حسن آقا، رییس گلفروشی طلا Tala Florist صحبت کردم که مرا به عنوان شاگرد بپذیرد. ببینم چه میشود. گلفروشی ایشان روبروی دفتر ما در kings way هست.
بعد از اینکه حوصله ام از شیرجه زدن و آببازی و سونا و جکوزی سر رفت، از حوض بیرون میایم و یک لیوان قهوه میگیرم و در جایگاه تماشاچیان میدان هاکی سرپوشیده مینشینم و به رقص و بازی بچهها روی یخ نگاه میکنم و آرام آرام و تلخ آنرا مینوشم.
صبر میکنم تا ساعت هفت یا هشت شب شود تا بتوانم با دوستانم در تهران و کابل گپ بزنم و تجربیات خود را شریک کنیم.
بی صبرانه منتظرم تا بهار شود. یک عالمه پیاز گل لاله را در باغچهای پیش روی خانه کاشتهام. درهم برهم و رنگارنگ.
دلم برای یک شب شعر جانانهی فارسی لک زده.
بیست هزار آرزو، بود مرا پیش از این
در هوساش خود نماند، هیچ امانی مرا
ای که به هنگام درد، راحت جانی مرا
وی که به تلخی فقر، گنج روانی مرا






![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
