چند هفته قبل، به دعوت خانم دکتر ایرانی که همسایه یک خیابان بالاتر از ما است، رفتیم کازینو Rock River در منطقه ریچموند.
البته یادداشت مربوط به این تجربه زیبا را چند روز قبل مینوشتم که یکهو دستم به صفحه موبایل خورد و همه نوشتهها ناپدید شدند و دیگر حس و حال نوشتنم نیامد.
ما به کازینو رفتیم، البته برای خوردن صبحانه و نان چاشتاش که به سیستم بوفه است. یعنی شکم سیر هر چی میخواهی از ساعت یازده تا سه بعدازظهر میخوری بخور، از سالاد سبزی و میوه گرفته و ترشیجات خوشمزه بگیر تا انواع کباب و سوپ و کیک و استیک و نوشیدنیها و البته بستنی (آیسکریم) خیلی خوشمزه.
من از روز قبل شکمم را خالی نگه داشته بودم تا بتوانم خوب بخورم.
کازینو مجهز و بزرگ بود، که هتل و رستوران و مرکز بازیهای مختلف و استخر و سونا جکوزی هم دارد. راه ورودی آن هم مستقیم از مترو و SkyTrain میتوانی وارد کازینو بشی. پارکینگ چند طبقه و وسیع رایگان هم دارد.
من خیلی دوست دارم بازی پوکر را با بچههایم یاد بگیرم و حتی برنامهریزی کردم که وقتی درست و حسابی جا و مکان مشخص پیدا کردیم و از حال و هوای مهاجرت و خانه به دوشی برآمدیم، برای این کار با برنامه مشخص پیش بروم و امکانات و وسایل لازم پوکر را فراهم کنم.
البته ورود افراد زیر ۱۹ سال به کازینو ممنوع بود. اما در بخش رستوران کازینو با همراهی یک بزرگسال اجازه دارند. که ما از همان ابتدا فقط بزرگسالان رفتیم. برای ورود، کارت شناسایی عکس دار هم نیاز است.
خانم دکتر، پذیرایی گرم و صمیمی و هیجان انگیزی داشت. خانهاش آباد.
ویو و منظره رستوران مشرف بر رودخانه و پل و قایق و کشتی بود. و از همه مهمتر، هر جور غذا با هر سلیقه و هر مقدار که دوست داشتی، فراهم بود.
در مرحله بعد هم رفتیم بخش بازیها و شرط بندیها و چیزی که توجه ام را جلب کرد، کیفیت بالا و تصاویر گلسی مانیتورهای کازینو بود. همچنان محیط با نور مصنوعی که اصلا گذر شبانه روز را متوجه نمیشوی.
دیگر اینکه کازینو پر بود از افراد پیر و بازنشسته که معاش بازنشستگی خود را میگیرند و میآیند اینجا تا برای هیجان و خوشگذرانی و تفریح این پولها را خرج کنند. بعضی وقتها هم برد های خوبی میکنند. اما در مجموع یکی از اهداف کازینوها، بیرون کشیدن پول از دست افراد پیر و بازنشسته است که هر ماه و به طور مستمر از دولت دریافت میکنند.
درآمد کازینوها، سه تقسیم میشود، یکیش میرود برای کمک به خیریهها، یکی دیگرش به عنوان مالیات دولت و باقیمانده جمله درآمد کازینو حساب میشود.
به توصیه دوست خوبم، جناب Zaki Oquab رفتیم که ۷۷۷ بازی کنیم اما این بازی را نداشتند. به جای آن چند مدل دیگه بود که بازی کردیم و در نهایت چهارصد دلار باختیم و در آخر ها، خانم دکتر با مهارت و جادوگری خاصی که از چینیها یاد گرفته بود، پانصد دلار برد کرد و نتیجه صد دلار فایده بود که آنرا به فروهر داد تا خرج درس و تحصیل خود کند.
به نظر من، زندگی با قماربازیها و شرط بندیها زیبا است. . خیلی از پیشرفتها، مدیون قمار و پیش بینی احتمالات و کشف تریکها و شگردهای آن است.
خانم دکتر به نقل از مادر خدابیامرزشان گفت:
قمار، بردش هم باخت است، باختناش که باخت است.
دور از دلتان، من از تمام خوراکیهای کازینو، هوس ترشی کرده بودم. مخصوصا خیار شور را و اون کلم برگهای بنفش رنگ و ترش را. البته بستنی هم چسبید.
خدا شاهد است تا دو روز بعد از آن، به غیر از آب هیچ نخوردم و به غیر از شکر پروردگار، هیچ نگفتم. که شکرگزاری راه و رسم دیرینهی سالکان و پویندگان راه حق است.
امشب و اکنون که ساعت چهار صبح است،در خانه، کلهپاچه بار گذاشتیم. بوی خوش آبگوشت و گندم و نخود و ادویهها در خانه پیچیده و من کشیک میدهم تا آبگوشت خوب پخته شود و استخوانهایش نرم شود. با آتش ملایم، دیگ بزرگ روی اجاق در حال قلقل و جوشیدن است و من در تایم فریمهای پانزده دقیقه و نیم ساعته! یکبار میروم و با کفگیر محتویات دیگ را بهم میزنم و بعد میایم به کندلها نگاه میکنم. امشب بعد از مدتها یک trade کوچولوی بیست دلاری با پوزیشن Short و با leverage 5 روی بیتکوین زدم تا بهتر بیدار بمانم. دیدن کندلها و غرق شدن در خیال پلوهای باطل، از صد تا فیلم سینمایی هیجان انگیزتر است. باور نداری خودت امتحان کن. لعنتی مگر حالا پایین میآید؟ یاد وقتهایی میافتم که توپ پلاستیکی دو لایه ما بین شاخههای درخت، گیر میکرد و هر چه با سنگ میزدیم و یا شاخه را تکان میدادیم فایده نداشت و توپ پایین نمیافتاد.
شنیدم در کابل هم برف باریده چه برفی، این برف و این آبگوشت و این سال نو را به فال نیک میگیرم و به پیش میرویم. هر چه بادا باد.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
