آدمی تشنهی توجه است.
آدمی در هر سن و سالی که باشد، به تشویق نیاز دارد.
امروز در تنهایی، خودم را تشویق کردم. بلند شدم و به افتخار خودم یک کف جانانه زدم. بعد خودم را بغل کردم و چرخیدم.
میدانم این حرفها و حرکاتم دیوانگی است، اما من به این لودگیها نیاز داشتم.
من به خانوادهام، توجه نشان میدهم. من به دوستانم و همکاران با محبت و دوست داشتنیام افتخار میکنم. به همسایههایی که سرشار از عشق هستند و زندگی را زیباتر میکنند.
دیگر ترسی از آینده و حسرت و افسوسی بر گذشته ندارم.
شدهام مسافر زمان حال، که در هر دم و بازدمی که بر من میگذرد، ذره ذره اکسیژن را استنشاق میکنم و به سوی گیاهان کربن دی اکسید پس میدهم.
دلم خوش است. و ترتیبات دنیا به تخم چپم نیست. اخبار و رویدادها را تعقیب نمیکنم و میگذارم که «هر چه پیش آمد، خوشآمد» باشد.
دلم به چند پیاز گل لاله خوش است که با بچهها کاشتیم و این روزها اندکی نیش زدهاند و سر از خاک برآوردهاند. به چند نهال انجیر و گل رزی که کاشتیم و به ترانههای تکراری بی بی دلم خوش است و با آنها زمستان را سر میکنم.
هر شب، در مسیر برگشت به خانه، سعی میکنم پیاده از کوچهها و خیابانهای جدیدی گذر کنم و جاهای تازهای را کشف کنم.
امشب، دندانهایم را شستم، آب خوردم و از دستم، از پاهایم، از دندانهایم، از کفشهایم، از چشمهایم و لب و دهان و زبانم، از کمر و کفل و زانوهایم تشکر کردم و خوابیدم.
تا فردا نصیب و قسمت چه باشد.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
