چند وقتی میشود متوجه شدهام بخاطر طرحها و حمایتهای دولت کانادا و بریتیش کلمبیا، میتوانیم بچههای زیر ۱۸ سال را ببریم پیش دندانپزشک تا کارهایی مثل چکاپ و تمیز کردن و پر کردن را به طور رایگان انجام دهند.
هنوز فرق قوانین فدرال و ایالتی و استانی را خوب متوجه نمیشوم. اما مهم نیست. مهم این است که فعلا قوانین بهداشتی و درمانی گفته که بچههای ما میتوانند از خدمات دندانپزشکی رایگان بهرهمند شوند.
بهرصورت، بعد از تعیین وقت قبلی، با بچهها رفتیم پیش دکتر.
همین همسایهی ما که قبلا گفته بودم خانم دکتری از ایران در بخش زنان و زایمان است، و در دهه شصت هجری شمسی تجربه کار در شفاخانه های کابل را داشته، نام خدا سه خواهر دارد که همگی در بخشهای سلامت و درمان انسانهایی جای رسیده و متخصص هستند.
با مشورت ایشان، رفتیم به مطبی که خواهر بزرگشان آنجا بود. بعد از معاینه و عکسبرداری، روی عکس، دندانهای شیری اولادها را نشان دادند و گفتند اگر اینها را بیرون نکشیم، ممکن است در رشد دندانهای اصلی اختلال بوجود بیاید. با نظرخواهی از بچهها، قرار بر این شد که دندانهای شیری را بکشیم.
من در بخش انتظار نشسته بودم و از پشت شیشه، رهگذران را در پیاده رو نگاه میکردم و در افکار خودم غرق بودم. داشتم به این فکر میکردم که آیا برهها و گوسالهها هم دندان شیری دارند؟ یا جوجه مرغها نوک جدید درمیارند؟
بعد گفتم گوشی را از جیبم در بیارم و یک کوچولو گوگل کنم. باز گفتم نه، بهتر است جواب این سوال را به طور ارگانیک پیدا کنم. بگذار یک مدت در خماری پیدا کردن جواب بمانم. مثلاً خوب است بروم از کتابخانه یک کتاب در این مورد بگیرم و بخوانم و به جواب سوالم برسم و دست آخر بیایم و از خود خانم دکتر دقیقتر بپرسم.
همین شد که الان آن برهی کوچولویی که در ذهنم شکل گرفته بود روز به روز در حال بزرگ شدن است و من از صدای خرچ و خرچ دندانهایش موقع خوردن علفها و سبزههای بهاری کیف میکنم.
دارم با خودم فکر میکنم نکند به مرض پدرم گرفتار بشوم! خدا بیامرز پدرم در دهه آخر عمرش، دایم مرا را با گاو و گوساله هایش مقایسه میکرد و میگفت: حیف این همه پولی که خرج تو کردم و آخرش هم هیچ! از تو یاغی کرده، گاوها و گوسالههایم بیشتر به دردم میخورد.
خب، قبول دارم گوسالهها ناز هستند، چشمهای قشنگی هم دارند، اما پدر من! اولاد آدم با همه شیرینیها و جگرخونی هایش، یک چیز دیگه است.
این قیاس کودکان با جوجه و بره و گوساله تا یک حدی خوب است اما زیادش میشود معالفارق و سنجش آدم را از هر نظر بهم میریزد. میشود همان حکایت مشهور مش حسن و گاوش در «فیلم گاو».
فردا میروم کتابخانه، در مورد دندان شیری ببینم چه میتوانم پیدا کنم. آیا بقیه حیوانات هم دندان شیری دارند یا نه؟
زندگی و روزگار، آرام آرام، آهسته و پیوسته در گذر است و کهنهها و فرسوده ها و زنگزدهها و رنگ پریدهها و قراضهها و داغونها را با بی رحمی تمام و با همهی عقاید و حقایق و افکارشان، در زیر خروارها خاک، خرد و خمیر و پودر میکند و نو ها و تازهها و شادابتر ها را همچون گل و سبزهی بهار عرضه میدارد.
از خوردن آدمی، زمین سیر نشد.…


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
